EN

145/06/28 12:09 ق.ظ

حسین عیوضی دریانی:اتحادیه چای مسیر درستی پیش گرفته است

به گزارش دبیرخانه اتحادیه تولیدکنندگان، بازرگانان و صنایع بسته بندی چای کشور:

گفت وگو: مریم آموسا: فرصتی فراهم شد تا دریکی از آخرین روز‌های شهریورماه به دیدار حسین عیوضی دریانی یکی از پیشکسوتان حوزه چای بروم کسی که برای نخستین بار سنگ بنای سندیکای چای کشور را در سال۱۳۵۴ گذاشته است. حرکتی که در زمان خودش بسیار پیشرو بوده و از نخستین سندیکا‌های کشور به شمار می‌رود.

سندیکا چای پس از انقلاب مدت‌ها تعطیل بوده و دوباره در سال ۱۳۸۱ تحت عنوان اتحادیه چای کشور فعالیتش را آغاز کرد.  دفتر محل کارآقای عیوضی در طبقه چهارم یکی از ساختمان‌های بلند جردن قرار دارد و زمانی که زنگ دفتر او را فشردم و دربه رویم گشوده شده با مجموعه‌ای از تصاویر و تقدیرنامه‌ها نقاشی و تابلو فرش‌های دست بافت برروی دیوار‌های ورودی و اتاق کار او روبرو شدم عکس‌های که هر یک داستان خودشان را دارند و اگر بخواهم داستان تک تک آن‌ها را برای شما بازگو کنم زمان به دراز خواهد کشید و از بحث اصلی این دیدار دور خواهیم شد.  آقای عیوضی را در نگاه نخست پیری خوش لباس،  خوش برخورد و مهربان یافتم و در طول مدت چند ساعتی که در خدمتش بود این موضوع به عینه بر من عیان شد. او برخلاف بسیاری از مدیران و بنیانگذاران یک حرفه،  درعین حال که کلاس حرفه‌ای خود را حفظ می‌کند؛  بسیار مردمی است و اصلاً نگاه از بالا به پایین به پرسنلش ندارد،  هر روز در خانه‌اش که در نزدیکی دفترش قرار دارد،  برای پرسنلش ناهار پخته می‌شود و بعد در دفتر، همه دور یک میز با هم می‌نشینند و غذا می‌خورند و همین کار و سایر رفتار‌های آقای عیوضی همدلی در میان پرسنلش با او بوجود آورده همان گونه که آن‌ها، در ساعت‌های معین زمان خوردن قرص‌هایش را به او یادآور می‌شوند؛ او نیز وقتی برای یکی از پرسنلش مشکلی پیش می‌آید، ازهر کمکی دریغ نمی‌کند. در پایان دیدارمان به من می‌گوید که به من پندی بده این کار از یک پیر در نهایت افتادگی و بزرگی برمی آید که در هر دم می‌خواهد زندگی رو به کمالی را تجربه کند و از فردی که جای فرزند و حتی نوه اوست نظر می‌خواهد.

 

از آقای عیوضی درباره تولدش و خانواده‌ای که در رشد کرده می‌پرسم، او می‌گوید:

«من در سال ۱۳۱۷ در منطقه خوش آب وهوای دریان متولد شدم.  خانواده ما اصالتاً اهل دریان هستند.  دو برادر بزرگتر دارم و دو خواهر.  پدرم در زمان تولدم درتهران مشغول به کاربودند و در دوره‌ای که هنوز سوپر مارکت مدرن در ایران راه‌اندازی نشده بود بنیان نخستین سوپر مارکت مدرن را نه تنها در تهران بلکه درایران در سال ۱۳۱۷ با نام سوپراقبال در خیابان شاه رضا و روبروی لاله‌زار نو گذاشتند.  بعد‌ها به مرور تمام سوپر مارکتی‌های تهران متأثراز سوپری که پدرم راه‌اندازی کرده بود به شیوه او پیش رفتند و اگر امروزه نگاه کنید تمام سوپر مارکتی‌های پیشرفته و مدرن تهران نام دریان را یدک می‌کشند.یکی از دایی‌هایم در روسیه درس خوانده بود و با اطلاعات و همفکری که با هم داشتند به این‌ایده رسیدند و پس از آن خیلی زود به تجارت چای روی آوردند.»

پس شما نخستین فرد در خانواده‌تان نیستید که به تجارت چای روی آوردید؟

نه پیش‌از من پدر و دایی‌هایم و بعد برادرم و من به تجارت چای روی آوردیم و این روز‌ها یکی از پسر‌هایم نیز به عنوان نخستین بنیانگذاران برند دمنوش در کشور فعالیت می‌کند یکی از دختر‌هایم نیز عروس برند چای گلچین شده است و همچنان در خانواده ما چای حرف اول را می‌زند.

 

 

آیا پدر و دایی‌های شما خودشان شخصاً وارد‌کننده چای به ایران بودند؟

نه. آن زمان پدرم و دایی‌ام حاج مهدی ابراهیمی دریانی و علی اکبر ابراهیمی چای را به صورت فله‌ای از بازار خریداری می‌کردند و سپس چای را در انبارشان بسته‌بندی می‌کردند و در بازار و سایر شهر‌های ایران می‌فروختند.

شما از چه زمانی وارد کار چای شدید؟ آیا تحصیلات مرتبط با این کار هم دارید؟

خیلی زود پس از تولدم پدرم ما را آورد تهران و خانه‌مان در خیابان پاستور قرار داشت من از کودکی به همراه دو برادر بزرگم به محل کار پدر و دایی‌هایم می‌رفتیم.  برادر بزرگم حسن علی،جز نخستین گروه دانشجویانی است که از سوی دولت به آلمان فرستاده شد تا پزشکی بخواند و نخستین تحصیلکرده دریان است. من برادر دیگرم اما دانشگاه نرفتیم و تا دیپلم قدیم درس خواندیم و وارد بازار کار شدیم و با هم دو تایی کار چای را ادامه دادیم.

نام برند چای پدرتان چه بود؟

پدرم در ابتدا برای چایش نام «نخلستان» را انتخاب کرده بود،  بعد‌ها چای دیگری به نام «مرغ یاکریم» داشتند.  نام برند چای دایی‌ام حاج مهدی دریانی هم «عقاب» بود.  اما از زمانی که من و عباس برادرم به شکل جدی وارد این کار شدیم نام چای آلبالو نشان را انتخاب کردیم.  دایی‌ام حاج مهدی دریانی در کنار واردات چای نخستین کسی است که در ایران شهرک‌سازی مدرن کرده و ساخت خانه‌های شهرآرا،  شهرزیبا و آریا شهر توسط او و شرکت خانه‌سازی‌اش شهرآرا ساخته شده است.

شیوه انتخاب نام برند در آن دوره به چه شکل بود و نام برندتان را چه زمانی ثبت کردید؟

در آن دوره در چایخانه‌ها افرادی بودند که درانتخاب نام به افراد کمک می‌کردند واین جوری شد که نام برندمان را «آلبالو نشان» انتخاب کردیم و بعد‌ها نامش را ثبت کردیم و همان زمان هم که برای برندمان لگوهم طراحی کردیم.

در اتاق کارتان یک فرش زیبا با لگوی برندتان به چشم می‌خورد و یک نقاشی که فکر می‌کنم باید اثر هنرمند معروفی باشد؟

بله.  یکی از بافندگانی که به من لطف داشتند این فرش زیبا را بافتند و به من هدیه دادند و سال هاست که این فرش در اتاق کارم نصب شده است.  تابلو نقاشی هم اثر استاد «بیوک احمری» است که دفترش در لاله‌زار بود و این نقاشی را برای برندم کشید و ما این نقاشی را روی پاکت چای‌مان چاپ می‌کردیم. پیش ازانقلاب هم در دوره‌ای یک سینی با تصویر یک مزرعه چای و نشان چای آلبالو نشان به خریدران‌مان هدیه می‌دادیم.  چند وقت پیش یکی از دوستانم به من گفت سینی که شما به همراه چای به خریدران می‌دادی در منوچهری یک میلیون تومان به فروش می‌رسد.  یکی از همین سینی‌ها را سال هاست در دفترم به دیوار زدم.

شما یکی از بزرگترین تستر‌های چای در منطقه به شمار می‌روید چگونه به این تخصص دست یافتید؟

من از زمانی که وارد کار چای شدم خیلی زود با تولید‌کنندگان چای درهندوستان ارتباط برقرار کردم و تا پیش از انقلاب سالی دو بار به هندوستان سفر می‌کردم و چای می‌آوردم اما پس از انقلاب دیگر به هندوستان نرفتم و با افرادی که در آن جا در ارتباط هستیم؛  نمونه‌های چای را برایمان می‌فرستند و بعد از آزمایش چای مرغوب را انتخاب می‌کنیم.  تستر چای شدن کار ساده‌ای نیست پشتش سال‌ها تجربه است و به مرور آدم یاد می‌گیرد که چای خوب چه ویژگی‌هایی دارد.  در کلکته همان گونه که در تصاویر می‌بینید چای‌ها را در ظرف‌های بزرگی میریزند،  که به این ظرف‌ها کاپ می‌گویند چای را دم نمی‌کنند و تستر‌ها یکی یکی چای‌ها بو می‌کنند،  بعد می‌جوند و بعد انتخاب می‌کنند.

بهترین چای برای چه ماهی از سال است؟

بهترین چای برای ماه جولای است من همیشه اواخر خرداد و تیر به هندوستان می‌رفتم و چای چین دوم را انتخاب می‌کردم چون چین اول چای کلکته خوب نیست. چین دوم چای پررنگ و دم خوبی می‌دهد.

آیا شما از سریلانکا چای وارد نمی‌کردید؟

من خیلی کم از سریلانکا چای وارد کردم اگرچه چای سریلانکا هم خوب است اما چای کلکته چیز دیگری است.  چای سریلانکا پر رنگ و زود دم است و دفتر نماینده‌اش آقای کانجی در سرای سینا بود.

آیا آن زمان سقف خاصی برای واردات چای دولت گذاشته بود؟

سقف‌اش دقیق یادم نیست،  اما امروزه بله.  هر بازرگان فقط تا سقف خاصی می‌تواند چای وارد کند.

یک پروفایل واردکننده در اختیار ما می‌گذاشتند آن را پر می‌کردیم و حدود یک ماه و نیم الی دو ماه طول می‌کشید تا چای به دست‌مان برسد.  الان هم بار چای سریلانکا خیلی زودتر به دست بازرگان می‌رسد و چای هند دیرتر.

چرا؟

علتش معلوم است متأسفانه آسمان،  زمین و دریا دیگر امن نیست و برای رسیدن چای به کشور سختی فراوانی باید بکشیم.  بازرگانان ایرانی سرمایه دارند اما به خاطر جنگ ایران و آمریکا و اسرائیل و از آن طرف طالبان،  کار واردات چای بسیار سخت شده است و واقعاً یک بازرگان باید رسیک بزرگی بکند تا بارش به سر منزل مقصود برسد.

در حال حاضر بیشترین میزان چایی که در بازار ایران موجود است از کجا می‌آید؟

از سریلانکا. چای سریلانکا چای خوبی است و سال‌ها بازرگانان ایرانی از آن غافل بودند.

فکر کنم چای هند گران‌تر باشد درسته؟

بله.  اما باز هم بستگی دارد که چای چین چندم باشد و برای کدام منطقه.  اما در هر صنفی افرادی هستند که برخی اصول را زیر پا می‌گذارند برخی هم به خاطر سود بیشتر چای با کیفیت کمتر می‌آوردند تا برایشان ارزان تمام شود.

شما چای آلبالو نشان را در کدام شهر‌های ایران توزیع می‌کردید؟

چای آلبالو نشان در تهران توزیع نداشت، ما در شهرستان‌ها چای را توزیع می‌کردیم و بیشترین میزان چای ما در مازندران و گیلان توزیع می‌شد.

آیا شما به تولید چای در کشور روی آوردید؟

من هیچ وقت زمین کشاورزی نداشتم اما در دوره‌هایی در کنار واردات چای از تولید‌کنندگان داخلی چای می‌خریدم و روی بسته‌ها قید می‌شد که چای آلبالو نشان داخلی.  اما دایی‌ام مهدی دریانی باغ چای در شمال داشت.

چرا خودتان نخواستید تولید‌کننده چای داخلی باشید؟

من از اول که کارم را شروع کردم تجارت را انتخاب کردم.  کسی می‌تواند کار کشاورزی کند که در شمال زندگی کند و من زندگی و کارم در تهران بود.

چه شد که در دهه ۵۰ تصمیم گرفتید که همچون سایر مشاغل از جمله روزنامه نگاران سندیکا تشکیل بدهید؟

من در سال ۱۳۵۴ تصمیم گرفتم براساس ضرورت تاریخی سندیکای بازرگانان و توزیع‌کنندگان چای کشور را راه‌اندازی کنم؛  فکر و‌ایده‌ام از سوی همکارانم با اقبال روبرو شد و بیشتر فعالان این حرفه آمدند و عضو سندیکا شدند.  برای سندیکا اساسنامه نوشتیم و فعالیت‌مان را زیر نظر وزارت بازرگانی و در اتاق بازرگانی شروع کردیم.  شیوه عضوگیری‌مان هم به این شکل بود که حق عضویتی در نظر گرفته بودیم.

تشکیلات ما بسیار منسجم بود و استقبال خوبی هم از کارمان شد.  در طبقه دوم یک چلوکبابی انتخابات برگزار کردیم و اعضا به هیأت مدیره رای دادند.  سندیکا را در واقع برای این تشکیل دادیم تا کار هم صنف‌مان را سامان بدهیم و با همراهی و همفکری مسیر واردات و توزیع چای را تسهیل کنیم.

آیا در دورانی که سندیکا فعال بود برای تجهیز کارخانجات چای کشور هم اقداماتی مثل وارد کردن دستگاه‌های به روز، انجام دادید؟

خیر تمرکز سندیکای بر مبنای واردات و توزیع و بسته‌بندی چای خارجی بود.  بعد‌ها در شمال فکر کنم خودشان صنفی راه‌اندازی کردند.

آیا در دوره‌ای که سندیکا را راه‌اندازی کردید، دولت خودش وارد‌کننده چای بود؟ آیا لزومی دارد دولت در حوزه چای به عنوان واردکننده فعالیت کند؟

خیر.  واردات چای کار بازرگانان مستقل بود.  الان هم اشتباه بزرگی است که دولت در کار چای وارد می‌شود.  دولت باید حمایت کند و کار را باید کسانی که تخصص دارند،  بسپارد.

پیش از انقلاب چای از کدام مبادی و چگونه وارد کشور می‌شد؟

آن زمان شرایط فرق می‌کرد و چای تنها از مشهد وارد کشور می‌شد و از آن جا به تهران می‌رسید و پس از بسته‌بندی در سراسر کشور توزیع می‌شد.

چه شد که سندیکا تعطیل شد و دوباره سال‌ها بعد با عنوان دیگری راه‌اندازی شد؟

انقلاب که شد سندیکای ما هم سرنوشتش مثل خیلی چیز‌ها دیگر ناگهان تغییر کرد. ما برای راه اندازی سندیکا واقعا تلاش کرده بودیم؛ خودهم برای خرید مکان سندیکا ۲۵۰ هزار تومان پول گذاشتم.  اولش آمدند گفتند عنوانش خارجی است بعد فکر کردند که ما طاغوتی هستیم؛  اما سال‌ها گذشت تا فهمیدند که فعالیت ما صرفاً صنفی است و ضرورت دارد تا فعالیت‌مان از سر گرفته شود.چند دهه بعد به سراغ من آمدند چون من خودم رئیس سندیکا بودم و گفتند ما اساسنامه شما را خواندیم و خیلی اساسنامه حرفه‌ای و درستی است بیاید اتحادیه اتحادیه تولیدکنندگان، بازرگانان و صنایع بسته بندی چای کشور را راه‌اندازی کنید.  اتحادیه را فکر کنم در سرای حاج زمان راه‌اندازی کردیم چند دوره‌ای هم من رئیس اتحادیه بودم اما خودم استعفا دادم تا جوان تر‌ها بیایند.

این روز‌ها فکر می‌کنید بزرگترین مشکلات واردکنندگان چای چیست؟

یکی امنیت که قبلاً برایتان گفتم؛ راه ورود کالا به ایران به خاطر جنگ امن نیست و دیگر مسأله بالابردن تعداد آیتم استاندارد در بررسی چای است که باعث شده تا برخی بازرگانان نتوانند چای‌شان را وارد کشور کنند‌، امیدوارم که با رایزنی‌های اتحادیه و جهاد کشاورزی این مشکلات برطرف شود. البته چون من به خاطر امنیت در مدت اخیر چای وارد نکردم با این مشکلات درگیر نبودم اما یکی از همکاران با این مشکل روبرو بود که مدارکش را تحویل اتحادیه داده‌ایم.

به نظر شما اتحادیه چه مسیری را باید پیش بگیرد تا بتواند بیشتر برای اعضا تأثیرگذار باشد؟

به نظرم اتحادیه مسیر خوبی را پیش گرفته و‌امیدوارم سایر ارگان‌ها و نهاد‌ها با اتحادیه برای برطرف کردن مشکلات صنف و مردم همکاری کنند و چای مرغوب به دست مردم برسد.

این روز‌ها صحبت از وارد کردن چای از برخی کشور‌ها به گوش می‌رسد نظر شما چیست؟

چای کنیا که سال هاست وارد می‌شود، اما من هیچ وقت از کنیا چای وارد نکردم.  چای کنیا رنگش کم است اما عطر خوبی دارد.  اما چای نپال کیفیت پایینی دارد و به نظرم نباید واردکنندگان به سراغ چای نپال بروند.

چرا امروزه همچنان برخی نام‌ها در چای بیش از سایر نام‌ها شناخته می‌شود؟

بیشتر واردکنندگان از چند شرکت از هند و سریلانکا چای می‌خرند و بعد با بسته‌بندی خودشان چای را در بازار توزیع می‌کنند اما خوب این واردکنندگان نام شرکت اصلی چای را عنوان نمی‌کنند برخی تبلیغات موجب شده تا تنها یک سری نام‌ها بر سرزبان بیفتد.

با توجه به این که شما حساسیت خاصی در انتخاب چای دارید خودتان چای ایرانی میل می‌کنید یا خارجی؟

من چای خارجی می‌نوشم.  البته چای بهاره ایرانی هم گاه می‌نوشم.  اما اصلاً چای عطری دوست ندارم و اصلاً به کسی نوشیدن چای عطری را پیشنهاد نمی‌کنم.

آیا راهکاری وجود دارد تا کیفیت چای ایرانی هم بهتر شود؟

شما ببینید شاید درخت سیب در خیلی از مناطق رشد کند میوه هم بدهد اما سیب‌اش خوب نمی‌شود چای هم همین طور است. اگر شما باغ‌های چای هند و ایران را با هم مقایسه کنید متوجه می‌شوید چای در ایران در دامنه‌ها می‌روید و چایی که در دامنه می‌روید هم میزان تولیدش کم است و هم کیفیتش.

با توجه به این که در همه صنوف مشکلاتی پیش می‌آید آیا تاکنون پیش آمده تا کسی از برند شما سواستفاده کند؟

بله بار‌ها پیش آمده در حال حاضر هم فردی در آمل از نام برند ما سواستفاده کرده چایی نامرغوبی را با کپی لگو و بسته‌بندی ما و با قیمت پایین‌تر، وارد بازار کرده، ما متوجه شدیم شکایت کردیم و پرونده‌اش در حال پیگیری است.  پیش از این هم بار‌ها پیش آمده بود که چای تقلبی را با جعل نام و بسته‌بندی ما وارد بازار کنند. قبلاً هم همین کار را با چای عقاب که برند دایی‌ام مهدی دریانی بود،  کرده بودند که پیگیری کردیم و به نتیجه رسیدیم.

آیا اسناد سندیکا را در اختیار دارید؟

تمام این اسناد در اتاق اصناف موجود است.

به عنوان یک پیشکسوت چه پیشنهادی به افرادی که می‌خواهند وارد این کار شوند دارید؟

باید صبور باشد آدم عجول در این کار نمی‌ماند ضمن داشتن سرمایه باید با چای آشنا باشد. من با این که سنی ازم گذشته اما همچنان خودم بالای سرکارم‌ ایستاده‌ام و هر روز مثل تمام پرسنلم سرکار می‌آیم و تا آخر وقت هستم.  مدیری می‌تواند موفق باشد که بتواند خودش بالای سرکارش باشد در ضمن به پرسنل‌اش اعتماد داشته باشد.

با توجه به این که در همه صنوف در دنیا مرسوم شده تا با اسنادی که در اختیار دارند موزه تخصصی راه‌اندازی می‌کنند آیا فکر نمی‌کنید ضرورت راه‌اندازی موزه چای در تهران وجود دارد؟

اتفاق خوبی است اما خوب این کار را باید جوان تر‌ها دست بگیرند چون کاری است حوصله و صبر می‌خواهد و جمع‌آوری اسناد مربوط به چای کار ساده‌ای نیست.

 

 

فهرست مطالب